دلتنگی های تنهایی

خرید بک لینک
همیشه نظرم این بود که حداقل کاری که می تونم بکنم اینه که برای یکی گوش شنوا باشمبرای خودمم همین فکر رو می کردم ولی چون معمولا کسی نبود که گوش کنه یا حرف های من از نگفتنی ها بود پناهم اینجا بود....انقدر دلتنگی های تنهایی...

ما را در سایت دلتنگی های تنهایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 96 تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 21:12

سیام دی ماه رو باید از تقویم زندگیام حذف کنم

روزی که صبحش بهت پیام دادم و

شبش همچنان بدون جواب موند

.

.

.

.

واقعا انقدر متنفر شده بودی؟؟


بیشتر از یک دهه از زندگیمه که اشتباهی گرفته شدهام

برای خیلیها در خیلی زمینهها

دلتنگی های تنهایی...

ما را در سایت دلتنگی های تنهایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 127 تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 21:12

تو رو نمیدونم ولی منیادمه که میگفتی آدم ارزشمندی واست هستممیگفتی انتهایی واسه بودنم تو مسیر زندگیات وجود ندارهیادمه نگران من بودی، مواظب من بودیمیگفتی من با همه دوستام اینطوری نیستم...بادته می دلتنگی های تنهایی...

ما را در سایت دلتنگی های تنهایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 104 تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 21:12

کاش یه نفر پیدا میشد قبل از اینکه بذاره و بره

به جز اینکه میگفت تو خیلی خوبی و دوستت دارم

جز اینکه از درک و فهم و شعور من تعریف میکرد

بهم واقعا می گفت من چه مشکلی داشتم

چرا ازم خسته شد

چرا نموند

بعد میگفت هیچ وقت از ذهنم پاک نمیشی و می رفت


چجوری شماها واقعا می تونید یکی رو دوست داشته باشید و برید؟؟

دلتنگی های تنهایی...

ما را در سایت دلتنگی های تنهایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 88 تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 21:12

الان بیشتر از یک هفته است که روز و شب دارم باهات حرف می زنم به هر آیینه ای که می رسم ازت می پرسم واقعا توام دلت تنگ شده؟صدبار عکست رو میبینم و بهت میگم که چقدر دلتنگتم و تو چقدر بی معرفت بودی هی با خو دلتنگی های تنهایی...

ما را در سایت دلتنگی های تنهایی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 108 تاريخ: شنبه 17 اسفند 1398 ساعت: 21:12

صفحه بندی